شهردار مدرس زاده به کجا خواهد رفت ؟

اما بدون شک در چنین شرایطی مدیریت شهرداری باید کسی باشد که مطابق قانون با اکثریت آراء شورای شهر انتخاب می شود و صدور حکم همین فرد نیز باید مطابق قانون از کانال فرمانداری عبور کرده و به تصویب وزارت کشور برسد.

معنای واضح تر موضوع این است که شهردار و مدیریت کلان شهرداری کسی است که باید صلاحیت های او توسط دو جناح حاکم در فرمانداری و شورا که از دو گروه متعارض هستند ، برسد .

حال چگونه یک فرد از چنین فیلتری عبور خواهد کرد ، از عجایب روزگار ماست و اینکه  پس از عبور از این فیلتر ، چگونه به کار و فعالیت و عمران و آبادانی شهر خواهد پرداخت  نیز چیزیست که در عالم امکان ، کمتر خاطره موفقیت آمیزی از آن سراغ داریم .

برای باور موضوع بهتر است به سرگذشت شهرداران قبلی امثال دکتر شاعر ی ، مهندس طباطبائی و مهندس زین ساز نظر افکنده و التهابات وارده شده  به شهرداری را مورد بازنگری قرار دهیم .

روند این داستان اسفناک از آنجا شروع شد که پس از سقوط مهندس طباطبائی توسط جناح طرفدار دولت و به مصدر نشاندن فرد همسوی  خود یعنی مهندس زین ساز ، معادله قدرت در شهرداری به نفع جناح طرفدار دولت تغییر یافت . اما از آنجایی که سرعت عزل و نصب های داخلی شهرداری نتوانست ، دوستان سیاسی زین ساز را قانع کند ؛ موجبات سقوط زودهنگام نامبرده تنها پس از حدود هفت ماه فراهم گردید .

اما پس از او معاونت پیشین سازمان خدمات شهری یعنی مهندس مدرس زاده از این هفت خوان عبور نموده و هم اکنون بر اریکه قدرت شهرداری تکیه زده تا شانس خود را بیازماید . لیکن ساده انگاریست اگر تصور شود ، سقوط یک شهردار و عدم موفقیت او شکست یک فرد یا جناح سیاسی است ؛ بلکه اهل دقت و تحقیق بخوبی می دانند ، سقوط یک شهردار به منزله تعطیلی تمام خدماتی است که باید یه یک شهر سیصدهزار نفری ساکن در شهر ارائه گردد  و در و اقع تمام مدت زمانی که یک شهردار درگیر تنش های حاشیه ای می شود و مجال و حوصله او را درگیر مباحث سیاسی می کند تا زمان نهایی شدن سقوط وی ،  خدماتی که در زیرمجموعه او مانند خدمات شهری ، اتوبوسرانی ، تاکسیرانی، عمران ، شهرسازی ، املاک ،آتش نشانی ، گورستانها، رفاهی تفریحی ، زیباسازی و سایر واحدها تحت تاثیر قرار گرفته و به تعطیلی نسبی کشانده می شود . این همان چیزی است که تقریباً چهار سال شهرمان را معطل نگه داشته است .

در نهایت می توان نتیجه گرفت دود منازعه بر سر قدرت مستقیماً به چشم مردمی مظلوم می رود که نه قدرت دفاع از خود دارند و  نه تریبونی برای فریاد .

علی ایحال هم اکنون  مهندس مدرس زاده بعنوان شهردار تازه  نفس  ، خود را در معرض آزمایشی قرار داده که شیوه عملکرد او مانند گذشتگان در تاریخ حساس کنونی  ثبت و ضبط خواهد شد و بدون شک در آینده ای نه چندان دور مورد بررسی وجدانهای بیدار ساکنین این شهر کهن  ،  قرار خواهد گرفت .

بنابر این تنها دو راه در پیش پای مهندس مدرس زاده نهاده شده است که انتخاب یکی از این دو راه توسط شخص ایشان اجتناب ناپذیر است و نامبرده هرگز نخواهد توانست حسن و قبح انتخاب یکی از این دو راه  را  با دیگران تقسیم کند.

حال این دو راه چیست ؟

1 -  ساده ترین و راحت ترین راه این است که مدرس زاده فکر خود را به حفظ قدرت و تداوم ریاست بر دستگاه عظیم الجثه شهرداری متمرکز کند و برای آن برنامه ریزی نماید . برای طی این مسیر کافیست ایشان یکی از دو جناح سیاسی را ( البته یکی از این دو جناح  در شرایط کنونی وزن فزون تری نسبت به دیگری دارد) انتخاب کرده و بر آن تکیه کند و با برآورده کردن تمامی تمنیات و توقعات آنان ( بدون کم و کسر) آینده خود را تضمین کند و بداند حتی توپ ، ایشان را تکان نخواهد داد . البته این نکته قابل یادآوری است که طول این مدت زمان از یکسال تجاوز نخواهد کرد و علی القائده با ترکیب شورای جدید در اوآخر سال آینده ،یک شهردار سیاسی امکان حیات در حوزه ریاست نخواهد داشت .

اگر راه  و روش فوق مورد پسند شهردار جدید واقع  شده است ، لازم نیست به مسئولیت هایی که نزد خدا و شهدا و مردم دارد فکر کند و و جدان خود را بیازارد .

2 – دومین  روش  در پیش روی   شهردار جدید ، صرف نظر کردن از مصالح  خویش و منافع گروههای سیاسی از یک طرف و از سوئی دیگر  منافع و مصالح مردم یک شهر را منطبق با رضای خداوند دانستن و معتقد به حمایت و پشتیبانی او که قدرتش ورای هر قدرتیست .

گرچه انتخاب این راه و روش نیز در یک مقطع زمانی کوتاه ، حمله و هجمه همزمان دو جناح را به دنبال خواهد داشت ، اما عاقبت نتیجه هر چه باشد ، روسپیدی و سربلندی تاریخی نزد خدا و خلق خدا رابه همراه خواهد داشت . البته عبور از این راه پرمخاطره مستلزم توجه به سه نکته اساسی و حساس است .

الف : شهردار محترم باید از همین ابتدای  کار از تصمیمات و عزل و نصب های شتاب زده و سیاسی که مورد خواست گروهای سیاسی است شدیداً پرهیز نماید . چرا که ورود به این راه به ایجاد فضایی منجر خواهد شد که بازگشت از آن امکان پذیر نخواهد بود.

ب : شهردار محترم کارهای بزرگ را به مردان توانمند ، باتجربه و متعهد که تعداد آنها در شهرداری کم نیست  بسپارد . چه بسا مردان سیاسی بعلت اتکاء آنها به منابع قدرت ، تعهد ناپذیرند و اگر این مردان سیاسی از ضعف تجربی و  تخصصی نیز برخوردار باشند ، مشکل شهردار دوچندان خواهد بود .

ج : شهردار محترم با تدابیر و تصمیمات خود این ذهنیت و  شایعه که ؛ تصمیمات کلان شهرداری ،علی الخصوص عزل و نصب ها خارج از حیطه شهرداری و شورا اتخاذ می شود را از محیط کار خود دور نماید که ترویج و توسعه چنین شایعه ای ،  سم مهلکی است که می تواند بزودی شهردار را به سرنوشت گذشتگان مبتلا نماید .

در خاتمه اینکه آقای مهندس مدرس زاده اکنون در پست یک شهردار یک شهر دیرپای  ، رسالتی عظیم بر دوش دارد و می تواند در این مدت کوتاه با سیاست زدایی از دستگاه بزرگ شهرداری ، از خود نامی پر افتخار بر تارک این شهر پر آوازه به ثبت برساند .

( مهدی گرگ پور)

/ 4 نظر / 79 بازدید
سعیدکاشانی

سلام به ياران از پيگيري شما ممنونيم

خالقی

سلام وبلاگ خوبثی دارید امید وارم موفق باشید ... با این همه تجربه که از کار مطبوعات دارید دوست دارم نظرتون رو در مورد دست نوشته هام بدونم .ممنون

شيخي

سلام ضمن تشكر از مقاله جنابعالي به اطلاع مي رساند اينجانب فقط مي خواستم در مورد چند اشكال تايپي اظهار نظر نمايم: 1- در پاراگراف دهم قبل از تريبون بايد كلمه ‹‹ نه ›› درج شود . 2_ در پاراگراف دهم به جاي وجدانهاي بيدار، وجوانهاي... درج شده است. 3_ در پاراگراف دهم بعد از ‹‹ شهردار يك شهر ديرپاي›› بايد يك كاما بيايد. در آخر از پيشنهادي ( پاراگراف پانزدهم با مطلع ‹‹دومين روش›› ) كه به شهردار نموده ايد تشكر مي نمايم زيرا اين پيشنهاد تذكري براي ايشان بلكه براي همه مسئولان بزرگ و كوچك شهر و حتي يك نفر كارمند و صاحب هر شغلي مي باشد.

محمدرضا

ایشان در شهرستان نظرآّباد از توابع استان البرز مشغول فعالیت هستند (در پاسخ به سوال)