یک نمونه از برخورد فرهنگی در شهر

وقتی با تاکسی پراید شماره.......به همراه یک مسافر زن به میدان 15خرداد رسیدیم  رانند تاکسی که قصد سوار نمودن مسافر از ابتدای خ رجایی به سمت چهارراه را داشت بدون توجه به در حال حرکت بودن تاکسی ،  نگاهش به سمت مسافرانی بود که هر کدام قصد مسیری را داشتند  و از سویی دیگر دو دختر دانشجو نیز که قصد عبور از خط عابر پیاده را داشتند در یک لحظه با همین تاکسی  که راننده آن بی توجه به ایست کامل ماشین قصد سوار نمودن مسافر را داشت برخورد نمودند و و قتی داختران دانشجو لب به اعتراض نمودند ، راننده تاکسی که اتفاقا" جوان بود با حالتی خشمگین و با صدای بلند در میان همان شلوغی ساعت 7 بعدازظهر ،  الفاظی بسیار رکیک  را نثار این دو که از قضا  نه به قول امروزی ها سوسول بودند  و نه قرتی نمود و  گفت خاک بر سرتان شهر ما را به گه  کشیدید و خجالت هم نمی کشید و .... و تازه ول کن ماجرا هم نبود !

این تنها یک نمونه از برخورد فرهنگی است که روزانه در شهر اتفاق می افتد . دستگاههای مسئول در این زمینه چه پاسخی دارند.

/ 6 نظر / 10 بازدید
فرشاد

[ناراحت] این یک مورد از صدها نمونه است . بعنوان یک شهروند واقعا متاسفم.

ریحانه

سلام ممنون که به وبلاگم اومدیی.خیلییی ممنون

امیرحسین

این راننده ها مخصوصا تاکسی دارها یکی می خواهند بی چاک و دهن تر از خودشان تا حالشان را سر جایش بیاورد...