صاف و ساده .............. نقطه سر خط

انتشار مطالب این وبلاگ با ذکر منبع و بدون سانسور بلامانع است . مهدی گرگ پور

نقش فرماندار و رئیس شورای شهر در تحولات سیاسی کاشان
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: حاجی ،فربد ،فرمانداری ،شورای اسلامی

در نوشتار قبلی و در باب شیوه مدیریت شهردار جدید ، از منازعه دو جناح حاکم در کاشان بر سر مصادر قدرت سخن رانده شد .

نظر به اهمیت موضوع و میزان تاثیرگذاری آن در تحولات شهر ،  لازم است بیش از پیش نسبت به آن حساس بوده و در این مقطع زمانی درباره آن بحث و گفتگو نمائیم .

اصل قصه از زمان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری شروع شد و نیروهای اصولگرای کاشان که همواره در صحنه های مختلف دوش به دوش یکدیگر  فعالیت می نمودند ، به شقوق مختلف تقسیم و هر یک از کاندیدایی که جمیع آنان در طیف اصولگرا تعریف می شدند ، حمایت کردند  لیکن  در نهایت دکتر احمدی نژاد پیروز انتخابات شد و دوران ریاست جمهوری ایشان آغاز گردید .

اما پس از انتخابات تصور بر این بود که مجدداً دوستی ها و همدلی ها به اردوی اصولگرایان باز می گردد و آنان زیر چتر انقلاب جمع شده و برای ارتقای جامعه به کار و تلاش و فعالیت مشغول خواهند شد .

باور این تصور آنگاه برای ناظران قوت می گرفت که اصولگرایان فعال ، ادعا می کردند مبنای فکریشان آموزه های دینی است  و برای دفاع از ارزش های اعتقادی قیام کرده اند .


مع الاسف در آن مقطع دیدگان متعجب ناظران ، شاهد حادثه ای تاسف بار بود . زیرا از آن پس آنچنان نیروهای انقلابی شهرمان بر سر مناصب قدرت با یکدیگر  گلاویز شدند که باور آن برای کسانی که دل در گرو انقلاب و شریعت اسلامی داشتند ، امکان پذیر نبود .

علت این تعجب این بود که در آموزه های دینی هیچ مقاربتی با عطش قدرت و دعوا و اختلاف بین برادران همرزم نیست . بدین ترتیب پس از استقرار نیروهای طرفدار دکتر احمدی نژاد در مناصب اجرایی کاشان ، هواداران این طیف بصورت غیر رسمی در زیر بیرق فرمانداری جمع شدند و جمیع طرفداران بخش سنتی اصولگرایان نیز زیر چتر شورای اسلامی شهر متمرکز شده و در این دو جبهه گیر و کش ها برای کسب قدرت  بیشتر ، شدت روزافزون یافت و هر چه زمان پیش رفت ، این رقابت ها نیز شدت بیشتری پیدا نمود .  

در این میان گر چه طرفین ماجرا در گفتمان خود از ادبیات دین و انقلاب بهره می گرفتند ،  اما در  عمل نه تنها عطوفت ، مهربانی ،  گذشت ، ایثار ، و دوری جستن از تشتت و اختلاف که از لطایف شریعت اسلامی و مکتب انقلاب  است دیده نمی شد . بلکه با تمسک به همین ادبیات و آویختن به ارزش های مورد احترام جامعه ، کمر به حذف یکدیگر از صحنه های اجتماعی بستند تا جایی که برخی حتی از اتهام ضدیت با ولایت و خدشه در تدین و دین داری طرف مقابل دریغ نکردند و بدتر آنکه در برخی  از مقاطع انتخاباتی با مردود دانستن صلاحیت های دینی و اخلاقی و اعتقادی رقیب خود سعی در محو نهایی دوستان قدیمی خود نمودند .

در طول این مدت دو انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا و مجلس نیز جناح بندی های دو گروه را تکمیل نمود و هر یک از طرفین با یارگیری در بین نخبگان و افراد ذی نفوذ جامعه به طیف وسیعی تبدیل شده و هر کدام به محوریت فرمانداری یا شورای شهر در مقابل یکدیگر عرض اندام می نمودند.

در این حال بود که نیروهای اصیل و انقلابی کاشان به دوگروه (شبه رسمی ) تفکیک شده و هر مناسبت و اتفاق سیاسی به جدایی و فاصله بیشتر دو گروه منجر گردید .

در این احوال شکی نیست که صرف نظر از وظایف قانونی شورا و فرمانداری ، رسالتی دیگر بصورت ناخودآگاه  بر دو ارگان مربوطه  تحمیل شد  که  این دو را به مراکز سیاسی نیز مبدل ساخته بود.

در چنین اوضاعی نقش و سیره روسای دو دستگاه یعنی فرماندار و رئیس شورا که ناخواسته درگیر رقابت های سیاسی می شدند از همه افراد دیگر بارزتر و برجسته تر می نمود.چرا که طیف وسیعی از جمعیت طرفدار دولت از فرماندار  توقع داشتند با بهره گیری از قدرت و ابزارهای قانونی ، طومار رقیب را درهم پیچد و از سوی دیگر جمعیت کثیر اصولگرایان سنتی نیز از رئیس شورا که وی نیز ناخواسته در دام محوریت یک طیف سیاسی افتاده بود ، انتظار داشتند از شأن دیرینه آنان دفاع کرده و در مقابل فرماندار کم نیاورد .

خواهی نخواهی این دو دیدگاه متضاد و فشارهای روانی بر دو مسئول بلندپایه شهر ، می بایست به جبهه گیری و مقابله آنان منجر می شد و دو رکن اصلی شهر که علی القائده اداره امور شهر به تعامل و هماهنگی آنان بستگی داشت ؛ باید در مقابل یکدیگر صف آرایی کنند.

در این شرایط  نقش حساس این دو مدیر ارشد شهر مشخص می شود ، در حالی که در شرایط عادی ، انجام وظایف هریک از این  دو مسئول چندان مسئله بغرنجی نیست  . اما تلفیق وظایف قانونی آنان با توقعات سیاسی جناح های متبوعه ، آنچنان کار را دشوار و پیچیده و شرایط را ویژه می کند که تنها سهل انگاری یا ناشی گری آن دو شخصیت ( یا یکی از آنها) می توانست شهر را درگیر بحرانی نماید که در صورت وقوع ، خسران و زیان آن با کرام الکاتبین بود.

اما اکنون پس از گذار از این گردنه نفس گیر ، شرافت انسانی حکم می کند فارغ از تعصب های جناحی و جانبداری های کورکورانه در مورد نقش و عملکرد دو مسئول یاد شده قضاوت نمائیم .

لذا  نگارنده به اعتباری که در عرصه مطبوعات و روزنامه نگاری کسب کرده و خود را وامدار هیچیک از طوایف سیاسی نمی داند ، منصفانه اذعان می دارد ، فربد در نقش رئیس شورای اسلامی شهر و حاجی در پست فرمانداری کاشان ، شرافتمندانه ترین نقش را در این برهه تاریخی کاشان ایفا نمودند.

معنای این ادعا برای کسانی بهتر قابل درک است که خود در یکی از مناصب اجرایی فعالیت کرده باشند و فشارهای روانی حاصل از مسئولیت سنگین را بر دوش خود حس کرده باشند.

البته ویژگی این شرایط و سنگینی این رسالت آن هنگام بروز و ظهور بیشتری دارند که حتی برخی از همکاران نزدیک و یاران پیرامون  مسئولین مربوطه نیز دارای دیدگاههای افراطی بوده باشند و با اقدامات انحصارطلبانه و زیاده خواهانه خود روز به روز به التهابات موجود دامن بزنند که در این حین کافی بود تا این دو یا یکی از آنان تحت تاثیر احساسات و تعصبات گروهی و جناحی قرار گرفته و بر اساس منافع سیاسی ، خود را به دام یک بحران شگرف بیاندازند.

باتوجه به موقعیت یاد شده اکنون در مقام قضاوت باید صادقانه شهادت دهیم ، آقایان حاجی (فرماندار)و فربد (رئیس شورای شهر)  همچون سنگ زیرین  آسیاب ، کمر در زیر این بار هنگفت خم نموده و مظلومانه آماج هجمه دوستان و رقبای خود قرار گرفتند اما با تعدیل فضای پرالتهاب ، جامعه را از آب و آتش عبور دادند و یقیناً تا سالها ،  داستان مدیریت این دوران مورد عبرت مسئولان خرد و کلان خواهد بود .

البته ناگفته نماند در این سالهای پر التهاب ، نقش برخی از معاونین و مشاورین فرماندار و همچنین اعضای شورای شهر نیز قابل بازنگری و حلاجی است که انشاءالله نگارنده سهم ناچیز شهروندی خود را در این باره اداء می کند.

*****************

نکته خیرخواهانه :

تمامی مطالب مذکور به این علت نگاشته شد تا آنانی که هم اکنون اختیارات و قدرتی در مناصب اجرایی داشته ، دارند یا خواهند داشت ، بدانند اولین نیاز جامعه ما امنیت ، ثبات ، آرامش ، وحدت ، همدلی و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی است و نه تنها منازعه گروههای طرفدار انقلاب چنین امری را محقق نخواهد کرد ،بلکه ساده انگاریست که اگر تصور شود مردم ادعای دفاع هر یک از آنان را از دین و انقلاب باور می کنند ، چه بسا امروزه برای همه عیان است که این نوع تکاپوی افراد شائبه جاه طلبی و زیاده خواهی دارد .

اما نکته ای که فعلاً به اهمیت آن باید تاکید مضاعف شود ، نقش مهندس مدرس زاده در مدت زمان باقی مانده از عمر شورای سوم است .

همانگونه که قبلاً  نیز گفته شد ، نامبرده می تواند ( و باید ) به دور از احساسات سیاسی ، در جهت مصالح و منافع شهر گام نهد و با تصمیمات غیر سیاسی خود به التهابات داخلی شهرداری خاتمه دهد.

ایشان می تواند با بی اعتنایی نسبت به  کسانی که افزون طلبی و مسابقه قدرت را در سیستم شهرداری جستجو می کنند ، انگیزه کار و تلاش را به مجموعه خود بازگرداند .

اهمیت نوع عملکرد مدرس زاده آن هنگام جلوه می کند که ایشان بداند تاثیر تصمیمات وی تنها در درون شهرداری نخواهد بود ، بلکه کوچکترین اقدامات شهردار در گستره و قامت یک شهر نمایان می گردد و این راهی است که پیش از این دو مسئول ارشد شهر یعنی آقایان حاجی و فربد با هنرمندی و سربلندی آن را پیموده اند و اکنون نوبت مدرس زاده است که تاکتیک های رفتاری اش  به التهاب یا آرامش منجر شود .

مهدی گرگ پور